OUTPOST بهترین عکس سال است!

حتی دشوار است بدانیم از کجا شروع کنیم در مورد THE OUTPOST یا بیان کامل شدت و قدرت احساسی این فیلم، اما از قبل بگوییم:بهترین عکس سال.

OUTPOST یک نیروگاه عاطفی است که با دو دست قلب و روح شما را می گیرد و رها نمی کند. این یک فیلم اکشن نیست. این یک 'فیلم جنگی' است. این در مورد مردانی است که در گرماگرم جنگ هستند. این در مورد مردانی است که 24 ساعت شبانه روز آماده نبرد هستند و هرگز نمی دانند طالبان چه زمانی حمله می کنند، یک بمب سقوط می کند، یک مرد می میرد. ما با تک تک افراد ارتباط داریم. با آنها آشنا می شویم. ما به آنها اهمیت می دهیم. ما با آنها به شوخ طبعی پسرانه آنها می خندیم. وقتی گلوله‌ها به صدا در می‌آیند، ما برای هر یک از آنها درد می‌کشیم. ما با آنها بر سر یک برادر افتاده گریه می کنیم. این ارتباط شخصی است که OUTPOST را به سطح بالاتری از تعالی سوق می دهد. کالب لندری جونز یکی از نامزدهای دریافت جایزه اسکار است. و به جرات می توانم بگویم که راد لوری، کارگردان، قطعاً شایسته جایزه نیز هست، همانطور که صنعتگرانی که به ساخت این فیلم استادانه کمک کردند. اینطوری فیلم میسازید.

اقتباسی توسط پل تاماسی و اریک جانسون از کتاب پرفروش نیویورک تایمز غیرداستانی جیک تاپر، 'پست پاسگاه: داستانی ناگفته از شجاعت آمریکایی'، این داستان مردان Bravo Troop 3-61 CAV و نبرد کامدش اقتباس صخره ای محکم با سنگ و حقیقتی است که از روی صفحه می پرد. هیچ چیز با روکش شکر نیست. هیچ چیز رمانتیک نیست.

پایگاه رزمی کیتینگ در دره ای در اعماق کوه های افغانستان قرار دارد که در آن نیروهای براوو مستقر هستند. مجموعه ای متشکل از 54 مرد که کاملاً در معرض حمله از کوه های اطراف پاسگاه قرار داشتند، هر سربازی که در آنجا قلاب بسته بود، منتظر بود و متعجب بود که «بزرگ» چه زمانی رخ خواهد داد. در حال حاضر هر روز آتش تک تیراندازها را دریافت می‌کردند، هر مردی می‌دانست که تشدید و افزایش درگیری یک مسئله زمان است. و این کار را کرد. در 3 اکتبر 2009، پاسگاه کیتینگ توسط طالبان مورد حمله قرار گرفت. بدون پشتیبانی هوایی، قطع کمک فوری از سوی واحدهای دیگر، این 54 مرد وظیفه داشتند که تنها با تکیه بر یکدیگر خط را حفظ کنند. حمله هرگز نباید اتفاق می افتاد. یکی از قوانین اساسی نبرد این است که هرگز از ارتفاعات تسلیم نشوید، در یکی از نادرست ترین تصمیمات نظامی تا کنون، پایگاه رزمی کیتینگ در پایه سه کوه قرار گرفت. هنگامی که این کار انجام شد، براوو تروپ تنها یک هدف مشخص داشت، یک ماموریت - زنده ماندن. در پایان روز، نبرد کامدش برای همیشه به عنوان خونین‌ترین درگیری آمریکایی در جنگ افغانستان به یادگار خواهد ماند و مردان پاسگاه رزمی کیتینگ به یکی از واحدهای تزئین شده در درگیری 19 ساله تبدیل خواهند شد.

پاسگاه، پشت صحنه

در طول این سال ها چندین فیلم جنگی فوق العاده ساخته شده است،Hacksaw Ridge, We Were Soldiers, Heartbreak Ridge, The Longest Day, Dunkirkفقط برای نام بردن چند مورد، اما عنصری که OUTPOST را متمایز می کند، جنبه مورد انتظار و در عین حال دیده نشده جنگ است. در ساختار این فیلم‌های دیگر، در لنز، ما می‌دیدیم که چه می‌آید، می‌دانستیم چه چیزی در راه است. با THE OUTPOST، مانند سربازان در Outpost Keating، ما آنچه را که در راه است نمی بینیم، و بسیاری از آن به دلیل طراحی تولید Erik Carlson در بازسازی و ساخت Outpost Keating است. ساختمان ها مستحکم هستند. حداقل تا بدون پنجره وجود دارد. هیچ خط دید یا دید محیطی در گوشه ای وجود ندارد تا ببیند چه چیزی در راه است یا چه کسی آنجا ایستاده است. برای کسانی که مستند را دیده اندrestrepoاز تیم هترینگتون و سباستین یونگر که آنها در افغانستان در کمپ رسترپو در دره قندهار فیلمبرداری کردند، بلافاصله اصالت و جزئیاتی را که کارلسون برای بازی با THE OUTPOST به ارمغان می آورد، خواهید دید. علاوه بر ظاهر و چیدمان معتبر این است که کارلسون به لطف مشارکت تای کارتر و سایر مردانی که در آنجا مستقر بودند و درگیر نبرد کامدش بودند، توانست از نقشه‌ها، نمودارها و عکس‌های واقعی برای Outpost Keating کار کند.

و این سربازان چه کسانی هستند؟ بازیگری کمال است. در مورد یک گروه صحبت کنید! و این واقعا یک گروه است. یک جدیت و خشونت و طنین وجود دارد که هر بازیگری روی میز می آورد که از صفحه نمایش می رسد و با هر یک از ما ارتباط برقرار می کند. هر مردی به اندازه مرد بعدی قابل باور است. شما یک لحظه شک نکنید که اینها سرباز هستند. شما فراموش می کنید که آنها بازیگر هستند. هیچ چیز «هالیوودی» در مورد اجراها، دیالوگ ها، فیلمنامه به طور کلی وجود ندارد. و هر بار که اقدام تشدید می‌شود، نمی‌توان خدا را شکر کرد که چنین سربازانی داریم که از ما دفاع می‌کنند. اما برجسته واقعی Caleb Landry Jones است. او به عنوان متخصص تای کارتر واقعاً سر و شانه بالاتر از جمعیت ایستاده است. لندری جونز ما را به یک ترن هوایی هیجانی می برد که باید جوایز زیادی و احتمالاً حتی آن اسکار طلایی کوچک را برای او به ارمغان آورد. درست پشت سر او اسکات ایستوود در نقش گروهبان کلینت رومشا قرار دارد. (کارتر و رومشا هر دو مدال افتخار دریافت کردند.) ایستوود یک نیروگاه است و بله، او نه تنها شبیه پدرش است، بلکه در لحظات و خطوط خاصی از دیالوگ وجود دارد که در آن شما یک عکس دوگانه انجام می دهید. ، فکر می کند خود کلینت آنجا ایستاده است.

ایستوود تنها نسل بعدی نیست که در THE OUTPOST ثبت نام کرده است. به عنوان کاپیتان رابرت یلسکاس، دیدن میلو گیبسون در یونیفرم و در زوایای خاص، در مواقعی مانند نگاه کردن به پدرش در فیلم We We Were Soldiers است که تنها به تعمیق ارتباط با یلسکاس کمک می کند. گیبسون نیرویی است که می توان با آن حساب کرد و به صفحه نمایش فرمان می دهد. جیمز جگر (پسر میک) سرباز کریس جونز است و اسکات آلدا کافی (نوه آلن آلدا) سرباز مایکل اسکوسا است. همچنین ویل اتنبرو (نوه سر ریچارد) به عنوان Pvt حضور دارد. 1 ادوارد فاکنر اما گول نخورید هر کدام از این مردان با هر حرکت، هر نگاه، هر کلمه آن را به ارمغان می آورند. آنها میراث خوبی برای خویشاوندان قابل توجه تر خود هستند.

اورلاندو بلوم در نقش ستوان اول بنجامین کیتینگ پویا است و قدرت شخصیتی را که شایسته یک مرد است در این فرمان به نمایش می گذارد. کوری هاردریک سهولت و مهربانی فوق‌العاده‌ای را برای گروهبان ورنون مارتین به ارمغان می‌آورد، در حالی که کوام پترسون باعث می‌شود نه تنها بفهمیم که چرا مردان از شخصیت سیلوانیوس بروارد به عنوان «بروارد ترسو» یاد می‌کنند، بلکه به ما اجازه می‌دهد تا ببینیم چرا بروارد اینگونه است. مواظب یک صحنه دینامیت بین ایستوود و پترسون باشید که شما را تشویق کند. کریس متولد شده در نقش استفان میس به ویژه قابل توجه است و در سومین بازی درگیر با کارتر لندری جونز واقعاً به خود می‌رسد. جیکوب سیپیو در نقش گروهبان جاستین تی. گالگوس برجسته است در حالی که تیلور جان اسمیت در نقش ستوان اول اندرو باندرمن آن را از پارک بیرون می اندازد و به باندرمن هر دو عدم اطمینان از فرماندهی را در حالی که هنوز در لحظه تعیین کننده است، می دهد.

اضافه کردن اصالت و جاذبه بیشتر، بازیگران اضافی دریافت کننده ستاره برنز دانیل رودریگز است که خودش را در فیلم بازی می کند. رودریگز در نبرد کامدش بود. هنری هیوز و دیگر کهنه سربازان نظامی نیز ظاهر می شوند و تنها یک لایه دیگر از اصالت را به فیلم اضافه می کنند.

ساختن فیلم با «فصل‌سازی» نه تنها به حداقل جدول زمانی برای ارجاع زمانی کمک می‌کند، بلکه این داستان را شخصی‌سازی می‌کند، زیرا با هر مردی در نقش یک سرباز ملاقات می‌کنیم. در حالی که تمرکز هر «فصل» ممکن است این باشد که ما را با یک مرد آشنا کند، سپس ما با تعامل او با برادرانش رفتار می کنیم. ما فقط از طریق شوخی های معمولی با آنها آشنا می شویم. چه کسی پیشینه کارتر و تمام مشاغل غرغرو او را قبل از ورود به ارتش تصور می کرد. یا اینکه سربازی که عکس سوفی را دوست می‌دارد و در مورد رسیدن به خانه صحبت می‌کند، او را در آغوش می‌گیرد و در آغوش می‌گیرد، آن چیزی نیست که انتظار می‌رود. ما یک نمای نزدیک از یک املت پنیر را می بینیم که برای یک سرباز آماده می شود در حالی که دیگری در حال خوردن MRE است، به ما یادآوری می کند که این جنگ است و ما در قلمرو دشمن هستیم. ما مردانی را می بینیم که در حالی که در زیر شبح دائمی حمله و مرگ قرار دارند، برای نوعی عادی زندگی تلاش می کنند. و ما با هر یک از آنها ارتباط برقرار می کنیم، حتی با Broward the Coward بسیار نامطبوع.

ناگهانی بودن حملات نه تنها برای این سربازان، بلکه برای ما که در حال تماشا هستیم، شوکه کننده است. ما در آتش نشانی هستیم. با هر گلوله، هر آرپی جی، هر ضربه پا به زمین، هر مهره عرق، هر قطره خون تا ته قلبمان تکان می خورد. اینجاست که تجربه لوری به عنوان نظامی سابق و فارغ التحصیل وست پوینت همراه با مهارت فنی او به عنوان کارگردان برجسته می شود. Complementing Lurie اثر عالی لورنزو سناتوره فیلمبردار، مایکل دوتی تدوینگر، کریس کازاوانت تدوینگر ناظر صدا و رایان نواک طراح صدا است که فیلم OUTPOST را به فیلمی کاملاً حسی و از لحاظ احساسی ملموس و غوطه‌ور تبدیل کرده است. ما اونجاییم.

توجه به طراحی و میکس صدا شایسته جایزه است، که با پژواک صداها در دره شروع می شود، زمانی که مردان در صبح پادگان را ترک می کنند تا در دره و کوه های اطراف به گشت زنی بپردازند. در سرتاسر فیلم، ویژگی مهمات و لایه‌بندی آن با هر حمله، و در نهایت حمله سوم که تقریباً از 1 ساعت و 7 دقیقه شروع می‌شود، سرد کننده است. طراحی و ترکیب صدا بسیار حسی است تا حدی که تقریباً 'احساس' برخورد گلوله ها را دارد. و سپس تیم صدا لایه‌های دیالوگ، باد، هلو (و صداهای متفاوت موتور و تیغه‌ها بین آپاچی‌ها، مدیواک‌ها و غیره)، ضربات پا، قفل و بار سه‌پایه مسلسل، صدای اصابت گلوله به هاموی، تک گلوله کشتن سگ، صدای نیش کردن یا بازدم دود سیگار یا صدای ترق یک «آتش کمپ» شبانه. آنقدر دقیق که حتی می توانیم صدای وزوز مگس ها را در جلسه ای با بزرگان قبیله محلی بشنویم. هنگام نبرد، حواس سربازان افزایش می یابد و این شامل صدا نیز می شود. به لطف Casavant و Nowak و تیم آنها، مخاطب همان ادراک حسی بالا را تجربه می کند.

بعد از اینکه دیدم لورنزو سناتوره فیلمبردار چه چیزی را ارائه کردمیگان لیوی، نگاه او به THE OUTPOST تعجب آور نیست. شایسته جایزه در مورد پرچین و ناخن جویدن صحبت کنید! کار با دوربین دستی فراتر از نمونه است. این فیلم بدون آن نمی‌توانست ساخته شود و تاثیر تپنده‌ای داشته باشد. حرکت مداوم، اما برای لحظات آرامی که از آن پس از آن به هسته تکان می‌خوریم و عمل می‌شود، ما را در گردبادی قرار می‌دهد که تقریباً سورئال است که یک سرباز در جنگ احساس می‌کند. ما جنبه «روی پاهایت فکر کن» را احساس می کنیم که زیر آتش و تحت فشار قرار می گیرند. دوربین دیوانگی را ضبط می کند. ماهیت دلخراش وضعیت و سپس با ECU ها نقطه گذاری می شود. لوری و سناتور ما را دقیقاً در همان لحظه در عمل قرار دادند. ما احساس می کنیم که زندگی از مجروحان، از چهره آنها تخلیه می شود. تیراندازی های طولانی، ما را به جای سربازان قرار می دهد، هرگز مهم تر از زمانی که 3 اکتبر فرا می رسد و صدها نفر از کوهستان ها به آنها حمله می کنند. ما هم نظر هر سربازی را داریم. و با افزودن قدرت بیشتر به مشت، لحظاتی در نیمه دوم فیلم وجود دارد که دوربین در واقع در صورت سربازی است که اپراتور دوربین به سمت عقب می دود و ترس و عزم را در صورت مردی در سطح چشم حفظ می کند. ما لوری به سراغ ژوگولار می رود و هر بار موفق می شود. اما آنچه ما نیز می بینیم زیبایی آن سرزمین است، آن کوه ها. رودخانه‌ای با صخره‌ها و آب روان که روی صخره‌ها حرکت می‌کند و نور خورشید روی آن می‌رقصد و درختانی که در نسیم آخر صبح تا این حد اندکی می‌چرخند، شبانی و تقریباً معنوی است. ما فراموش می کنیم که اینجا یک منطقه جنگی است. ما در یک احساس امنیت کاذب غرق می شویم و سپس به همان سرعت با یک انفجار و یک جسد در آب به واقعیت باز می گردیم. بسیاری از سینماگران اغلب نمی‌توانند بافت درون «شن» و «سنگ» را به تصویر بکشند، اما لنز سناتور به ما بافتی با منظره و سپس بافتی بیشتر می‌دهد که به داخل سربازخانه می‌رویم و لمس‌های خانگی، رنگ‌های طلایی، رنگ را می‌بینیم. اشباع، و در کمال تعجب، در حالی که نزدیک است، احساس کلاستروفوبیا نیست، بلکه گرمای رفاقت و برادری وجود دارد. یک مطالعه زیبا در تضادها.

اما پس از آن باید به ویرایش مایکل دوتی بپردازیم. راپیر. در صورت تو. وقتی فیلم به نیمه رسید، نفس کشیدن را فراموش کنید. سرعت نبرد بی امان است. فراتر از گلوله، آر پی جی، مسلسل، این حمله به حواس و قلب است. برش‌های آتش سریع دارای غزلیاتی هستند که تقریباً منعکس کننده عمل هستند. طویلانی که حرکت کارتر را هنگام دویدن و منحرف شدن تصویر می کنند، رومشا در حالی که تقریباً مانند یک یوزپلنگ برای رسیدن به دروازه جلو حرکت می کند. اما پس از آن ما لحظات را داریم. لحظات اولیه ای که پسرها پسر هستند و ما می توانیم نفس بکشیم. یک تعادل ظریف

کامل کردن این تجربه، امتیاز لری گروپ است. بدون او فیلمی از راد لوری نخواهد بود. این استعداد که به عنوان 'استاد در نوسان بین کلیدهای اصلی و فرعی' شناخته می شود، در THE OUTPOST به نمایش گذاشته شده است. این ترکیب که هرگز غالب نیست و تقریباً در طول نبرد کاملاً غایب است، در ساخت و استفاده از آن در فیلم ظریف است. آهنگ پایانی را که نباید از دست داد، شعر نوشته خود راد لوری است.

OUTPOST که در هر مرحله شایسته جایزه است، برای همیشه بر من نقش بسته است. حذف نشدنی و فراموش نشدنی است. برای ظاهر دل نیست. یک خط فوق العاده در فیلم وجود دارد - 'طرح خدا هرج و مرج ما است.' هرج و مرج و تراژدی کامدش این است که این نبرد هرگز نباید رخ می داد. این اردوگاه هرگز نباید در آن مکان باشد. نباید در آن مکان بود اما از آن هرج و مرج، شجاعت، شجاعت و برادری مردان رزمی پاسگاه کیتینگ به وجود آمد.

به کارگردانی Rod Lurie
نوشته پل تاماسی و اریک جانسون بر اساس کتاب پرفروش غیرداستانی جیک تاپرپاسگاه: یک داستان ناگفته از شجاعت آمریکایی

بازیگران: اسکات ایستوود، کالب لندری جونز، اورلاندو بلوم، میلو گیبسون، کوری هاردریکت، جک کیسی، کوام پترسون، جیکوب سیپیو، تیلور جان اسمیت، جیمز جگر، جاناتان یونگر، ویل آتنبرو، اسکات آلدا کافی

توسط دبی الیاس، 2020/06/23

در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کرد

ادامه مطلب

برای ما بنویسید

اگر به دنبال یک خنده خوب هستید یا می خواهید به دنیای تاریخ سینما فرو رود ، این مکانی برای شماست

تماس با ما