زنگ غواصی و پروانه

نویسنده: دبی لین الیاس

در حال حاضر فیلم بلند برنده جایزه تماشاگران در جشنواره فیلم AFI که فقط دو هفته پیش در تئاتر آرکلایت در هالیوود برگزار شد و برنده بهترین کارگردانی و جایزه بزرگ فنی فیلم کن در جشنواره کن برای فیلمبرداری، زنگ غواصی و پروانه فقط این هفته چهار اضافه شد. آنها، چهار نامزدی جایزه Independent Spirit به فهرست رو به رشد افتخارات آن، و با دلیل موجه. با تشکر از لنزها و تصاویر زیبای یانوش کامینسکی، یکی از مورد علاقه‌ترین و معتبرترین و با استعدادترین سینماگران جهان، یک ترن هوایی هیجان‌انگیز از فیلمنامه‌ای از برنده جایزه اسکار ران هاروود، و اجرای کالیبر اسکار توسط متیو آمالریک، جولیان اشنابل، کارگردان، ملیله‌ای استادانه از سفر ترسناک و در عین حال رهایی تخیلی ژان دومینیک بابی را به تصویر می‌کشد که پس از بیدار شدن از کما، خود را قربانی «سندرم قفل‌شده» می‌بیند، اما با ذهنی خیال‌پرداز، تخیلی و کاملاً کارآمد دست‌نخورده است.

ژان دومینیک بابی، یا به قول دوستانش ژان دو یا بابی، زندگی را در مسیر تندرو می گذراند. سردبیر نسخه فرانسوی مجله ال، شادی دو ویو او بی نظیر بود. او عاشق زنان و سرگرمی هایش بود. پدر دو فرزند، او یک نویسنده، یک رویاپرداز، یک ماجراجو با ظرافت و سبک بود که او را سر و شانه بالاتر از جمعیت قرار داد. اما پس از آن اتفاق غیرقابل تصور رخ داد. در دسامبر 1995، در سن 43 سالگی، بابی دچار سکته مغزی شد. یک دقیقه او پسرش را به یک بازی فوتبال می‌برد و دقیقه‌ی بعد، در ماشینش غرق می‌شود و فرزندش در جاده‌ای تنها در کشور فرانسه برای کمک فریاد می‌زند.

بابی که چند روز بعد از کما بیدار می شود، آنچه را که فکر می کند پزشکان و پرستاران هستند می بیند، اما نمی تواند مطمئن باشد. آیا او خواب بوده است؟ آیا این یک رویا است؟ بیبی همیشه رویاهای شگفت انگیزی دارد. اما این فوق العاده نیست. 'بله، من اینجا هستم. بله، من شما را می شنوم.» اما همانطور که بابی به زودی متوجه می شود، در حالی که در چشم ذهنش به این افراد پاسخ می داد و با آنها ارتباط برقرار می کرد، آنها چیزی نشنیدند. هیچ صدایی از دهانش بیرون نمی آمد. دهانش تکان نمی خورد. تلاش برای اینکه بخواهد بازوهایش را بلند کند، غیرممکن بود. حتی یک انگشت یا پا تکان نمی خورد. وحشت و وحشت قلب، ذهن و روح او را پر کرده است. سرنوشت او چه می شود؟ بچههای او؟ معشوقه اش؟ مادر بچه هاش؟ مجله او؟ زندگی خود؟

تیم پزشکی مصمم و اختصاصی با دقت به بابی توضیح می دهند که چه اتفاقی برای او افتاده است. ناامیدی و درد او مشهود است زیرا می‌آموزد که بدنش کاملاً فلج شده است، اما ذهن باورنکردنی و کاملاً کارآمدش، در این بدن غیرفعال حبس شده و به دام افتاده است، اما برای یک چیز - چشم او. او می تواند چشمش را پلک بزند.

گفتاردرمانگر او، هنریت، با جرقه‌ای از قدرت خود بابی، به زودی سیستمی برای ارتباط بابی ابداع می‌کند - در پاسخ به هر حرف الفبا یک چشم به هم می‌زند تا کلمات را املا کنند. شکستن الفبای فرانسوی به یک سمفونی ملودیک بر اساس فراوانی استفاده از حروف، اگرچه فرآیندی خسته کننده است، اما به بابی اجازه می دهد تا همچنان بخشی از دنیایی باشد که بسیار دوست دارد.

بابی که ناامید از شنیده شدن است، در نهایت الهام گرفته شده برای نوشتن یک کتاب. قلب و ذهن او را نمی توان ساکت کرد. تامل برانگیز و دلخراش، با هنریت و شریک نویسندگی بابی، کلود، همراه با فداکاری تیم پزشکی، دوستانش، و مهمتر از همه، سلین، مادر فرزندانش، یک نامه در یک زمان، بابی افکار خود را روی کاغذ می آورد. که نتیجه آن «زنگ غواصی و پروانه» بود که تنها سه روز قبل از مرگ او در سال 1997 منتشر شد.

متیو آمالریک به سادگی در نقش بابی حیرت انگیز است. تنها روش ارتباط آمالریک که در طول فیلمبرداری فیلم بی حرکت است، پلک زدن چشم چپش است. به لطف استفاده از پروتز، چشم راست 'دخته می شود' همانطور که باید برای بابی بلافاصله پس از بیدار شدن از کما انجام می شد. با توجه به اینکه فیلم منحصراً از دیدگاه بابی روایت می‌شود، آمالریک مونولوگ داخلی گسترده‌ای دارد که مخاطب از آن آگاه است اما سایر بازیگران نه. تحویل او به طور موثر متضاد و احساسی است، اما به ویژه در توانایی او در انتقال حس شوخ طبعی، هوسبازی و عشق به زندگی که هرگز حتی در وخیم ترین موقعیت ها نیز از بین نمی رفت، قابل توجه است. ماری-ژوزی کروز در نقش هنریت فداکار بسیار درخشان است. خودش زنی ریزه اندام و ظریف است، صلابت عاطفی که برای هنریت به ارمغان می آورد و رابطه اش با بابی (که اگرچه کروز هرگز مستقیماً با هنریت واقعی تایید نکرد، اما اعتقاد بر این است که به عشقی همیشگی تبدیل شده است) بسیار جذاب است. امانوئل سینر به عنوان سلین وارد صحنه می شود. نقشی جالب، سیگنر وظیفه دشواری دارد که به این مرد، «شوهر» و پدر فرزندانش عشق نشان دهد و در عین حال به عنوان مجرای صحبت کردن با معشوقه‌اش عمل کند. Seigner دارای عمق عاطفی است که به او اجازه می دهد تا خط ظریفی از عشق و تحقیر را برای دستی که سلین با بابی برخورد کرده است طی کند. به سادگی پرچین. در ظاهری غافلگیرکننده، مکس فون سیدو افسانه ای در نقش پدر بابی حضور دارد. صحنه‌های او که در یک روز فیلم‌برداری شده‌اند، بابی بزرگ عمدتاً در فلاش‌بک‌ها نشان داده می‌شود، و با عشقی که اشک‌های آدم را در می‌آورد، پویایی پدر و پسری ارزشمند و عزیز را فراهم می‌کند. همچنین انتخاب برخی از پزشکان و درمانگران واقعی بابی توسط Schnabel است که کمک زیادی به آمالریک در اجرای او کردند.

هاروود که توسط ران هاروود بر اساس کتاب بابی با همین نام نوشته شده است، دشواری در چالش احترام به بابی را بیان کرد و در عین حال یک داستان تعاملی متقاعد کننده را ارائه کرد. زمانی بود که او «این فکر را داشت که ژان دو خودش به عنوان دوربین عمل می کند – که چشم چشمک زن او دوربین است». نتیجه یک داستان زیبا با ساختار احساسی از امید و جشن زندگی است.

دیدگاه‌های اشنابل که توسط نقاش نئواکسپرسیونیست معروف جولیان اشنابل کارگردانی شده است، مبتکرانه و خارق‌العاده است. با اصرار بر اصالت، کل فیلم به زبان فرانسوی و در لوکیشنی در فرانسه فیلمبرداری شد و بخش عمده فیلم در بیمارستان دریایی برک که بابی در آن بیمار بود فیلمبرداری شد. برای اشنابل بسیار مهم بود که 'من باید خودم آن را باور می کردم'. او حتی تا آنجا پیش رفت که دروس فرانسوی را فرا گرفت و در هنگام ترجمه فیلمنامه هاروود از انگلیسی به فرانسوی، به بازیگران اجازه داد. با فراخوانی از یانوش کامینکسی، فیلمبردار، نتیجه همکاری شگفت‌انگیز است. اشنابل که تماماً از طریق POV بابی گرفته شده بود، از عینک خود روی لنز دوربین استفاده کرد تا تاری و اغمای گیج کننده پس از بابی را ایجاد کند. ترکیب فوکوس تار و لرزان دوربین کامینسکی با ترفندهای هنری مانند دوختن لاتکس روی لنز دوربین همانطور که به نظر می رسد بابی در هنگام انجام این عمل روی او انجام شد، نتیجه به طرز وحشتناکی واقعی است. اما پس از آن، تصاویر زیبایی‌شناختی سرسبز کامینسکی جشن و خارق‌العاده می‌شود، زیرا دنیای آرام بابی را زنده می‌کند.

زنگ غواصی و پروانه. یک اثر هنری. جشن زندگی و امید. گواهی بر ذهن انسان. بله، ژان دومینک بابی، کیهان حاوی کلیدهایی است که نه تنها زنگ غواصی شما، بلکه در همه ما را باز می کند. با کتابت و این فیلم کلید ما را به ما دادی.

ژان دومینیک بابی – ماتیو آمالریک هنریت روی – ماری خوزی کروز سلین – امانوئل سیگنر پاپینو – مکس فون سیدو

به کارگردانی جولیان اشنابل. نوشته رونالد هاروود بر اساس کتاب اصلی ژان دومینیک بابی. به زبان فرانسوی با زیرنویس انگلیسی. PG-13 (112 دقیقه)

برای ما بنویسید

اگر به دنبال یک خنده خوب هستید یا می خواهید به دنیای تاریخ سینما فرو رود ، این مکانی برای شماست

تماس با ما