نویسنده: دبی لین الیاس
من اغلب به شما یادآوری کرده ام که برخی از بهترین فیلم ها از تئاتر می آیند. و اگرچه مدتی از آخرین مرحله ما برای نمایش تجسم ها می گذرد، خشکسالی اکنون با مطالعه شخصیت لذت بخش، درون نگر و حتی فضولانه، پیتر و وندی، به پایان رسیده است. پیتر و وندی به نویسندگی و کارگردانی نمایشنامه نویس جی دی پیترو که اولین کارگردانی خود را در اینجا انجام می دهد، اقتباسی از فیلم موفقیت آمیز دی پیترو به همین نام در سال 2002 است. سفر دی پیترو که مورد تحسین منتقدان و عموم مردم قرار گرفت، از جمله نامزدی درام دسک برای بهترین نمایشنامه، با صحنهای در مورد یک مرد و یک زن آغاز شد، صحنهای با شخصیتهای آنقدر جذاب که حتی یکی از دوستانش به او گفت که باید «به نوشتن درباره این شخصیتها ادامه دهد». بلافاصله، دی پیترو فهمید که باید چه کار کند. با داستان ادامه دهید فقط با یک پیچ و تاب آن را انجام دهید - آن را کاملاً خارج از توالی بگویید، درایتی که فقط باعث می شود شخصیت ها جالب تر، مرتبط تر، قابل ارتباط تر، واقعی تر و خیلی بیشتر زن و شوهر شوند، به خصوص زمانی که بر سر این موضوع دعوا می کنند. روش درست کردن ساندویچ کره بادام زمینی و ژله - یک یا دو چاقو.
پیتر یک معمار مبارز است. وندی یک دلال هنری موفق است. هم به زندگی و هم به دنیا چشم دارند (اگرچه از هر نظر کاملاً متضاد هستند)، جای تعجب نیست که آنها به یکدیگر چشم دارند، با این حال وندی بیش از ثانیه ای داغ طول می کشد تا متوجه شود که پیتر یک شکار داغ است. شاید این واقعیتی بود که او در اوج زمستان در حالی که سعی میکرد ناهار خود را روی نیمکت پارک آلا میس منرز بخورد، در حالی که قهوهای رنگ آن را بسته بود و در آن لحظه بیشتر شبیه یک قاتل زنجیرهای به نظر میرسید، به او ضربه زد. کمی مکث اما وندی با دانستن اینکه در زیر لایههای کثیفی و شن اغلب یک شاهکار نهفته است، یک ثانیه طول میکشد و بیش از آنچه میبیند تحت تأثیر قرار میگیرد.
مونتاژهای لایه بندی شده، با پیتر و وندی در حالی که از سختی های زندگی عبور می کنند، به عقب و جلو می پریم. جشن گرفتن خوب، بد، زشت، دعوای خمیردندان، شام های عاشقانه، معماهای بیرون بردن/خوردن، دوستان من/دوستان شما، صندلی توالت بالا یا پایین، عشق، شادی، اشک، ترسها، خندهها، بیاهمیت بودن روتین و روتین، صداقت یک رابطه و آنچه واقعاً در جریان است. چیزهای کوچک زندگی روزمره که اهمیت چندانی ندارند و ما آنها را بدیهی می دانیم، همه در این پرتره صمیمی به نمایش گذاشته شده اند و قدرتی را نشان می دهند که پیش پا افتاده ترین اعمال در طرح بزرگ یک رابطه دارند. و جایی در طول راه، همه روزها و شب ها با هم می گذرند و نمی دانی از کجا شروع شد یا به کجا ختم خواهد شد، اما همین است که هست.
جیسون ریتر و جس ویکسلر دو تن از بازیگران «نسل جدید» مورد علاقه من و همچنین دو نفر از افراد مورد علاقه من هستند. هر دو در حال حاضر فوق العاده موفق شده اند، وایکسلر با بازی خود در نقش داون در فیلم ساندنس (و یکی از مورد علاقه های من) 'دندان' و ریتر با آثار آفتاب پرستش در 'پایان خوش'، در نقش جب بوش در 'W' و سپس من ما را خیره کرد. اجرای مورد علاقه او، که در نقش پسر بد میک در 'آموزش چارلی بنکس'، دومی، اجرایی که در آن ریتر با شدت و مغناطیس خود مرا از آب بیرون انداخت، آنها با هم غیرقابل توقف هستند. آنها برق می گیرند. هیچکدام از این بازیگران، بهترتیب در نقش پیتر و وندی نقشآفرینی نمیکنند و بهطور منسجمی سطوح جدیدی از بلوغ و عمق را نه تنها برای شخصیتهایشان، بلکه برای خودشان بهعنوان بازیگر به ارمغان میآورند.
به دلیل ماهیت ساختار داستان که در 98 درصد مواقع بر پیتر و وندی متمرکز شده است، شیمی بین بازیگران نقش مهمی دارد و به شدت به اعتماد و اعتماد بین ریتر و ویکسلر متکی است. در کمال تعجب، آنها فقط دو روز قبل از شروع تیراندازی با یکدیگر ملاقات کردند. ویکسلر به دی پیترو اعتبار کامل میدهد که «فکر میکرد این کار میکند. ما زمان گذاشتیم تا به یکدیگر اعتماد کنیم و یکدیگر را بشناسیم و آن فضای صمیمی روانی را به اشتراک بگذاریم.» ریتر در توضیح این موضوع، گویی در حال پایان دادن به فکر و جمله وایکسلر است، میگوید: «هر دوی ما میدانستیم که اگر کار نکنیم، فیلم کار نمیکند، بنابراین تمام دیوارهایمان را که معمولاً برای محافظت از خود استفاده میکنیم، فرو ریختیم. در هفته اول ما بسیاری از شدیدترین چیزهای زندگی خود را به اشتراک می گذاشتیم. وقتی شروع به شناختن بخشی از کسی می کنید که او از بقیه دنیا پنهان می کند، ناگهان به گونه ای متفاوت به او نگاه می کنید تا اینکه به کسی که اخیراً ملاقات کرده اید یا کسی که سعی می کنید وانمود کنید به شما نگاه می کنید. دارای شیمی با. در فیلمها، خیلی وقتها مطمئن میشوند که هر دو نفر فوقالعاده جذاب و فوقالعاده جذاب هستند و امیدوارند که ترقه بزنند. برای ما بیشتر این بود که همه چیز را کنار بگذاریم و به هم اعتماد کنیم. به محض اینکه همدیگر را 'مطمئن' کردیم و متوجه شدیم که قابل اعتماد هستیم، واقعاً میتوانیم با تمام قوا به آن بپردازیم.'
به گفته ریتر، 'جی ابتدا به جس آمد' در مورد این پروژه. دریافت نقش یک لحظه فانتزی برای ویکسلر بود. من فیلمنامه او را دوست داشتم. این احساس بسیار واقعی به زندگی است. خیلی صادقانه برای چیزی دیر رسیدم. باران می بارید. داشتم دنبال تاکسی می دویدم و کفشم رو گم کردم و جی کفشم رو برداشت و قبل از اینکه تاکسی من بیاد کفشمو پوشید . خیلی سینمایی بود سپس به لس آنجلس رفت تا پیتر خود را پیدا کند که برای من مناسب بود. جی فکر می کرد که جیسون او خواهد بود.'
بلافاصله، ریتر «به عدم قطعیت پیتر متصل شد. سطح اعتماد او به دنیا برای من مناسب است. این تا آنجا که می تواند برای من واقعی باشد. اغلب من فیلمنامه ای را می خوانم و آن کسی است که خیلی مطمئن است و می تواند به اتاقی برود و همه او را دوست دارند و از هیچ چیز نمی ترسند، [اما اینجا] بالاخره با همه چیزهایی که او را عصبی می کند ارتباط برقرار کردم و او را عصبانی کنید و به او احساس خودآگاهی بدهید. همه اینها به نظر من واقعاً واقعی بود.» و در لحظه ای از اعترافات واقعی، مانند پیتر، «من نیز بیش از آنچه باید از خودم عذرخواهی می کنم. جیسون در پیتر زیاد است.'
من برای اولین بار جس ویکسلر را برای اکران «دندان» ملاقات کردم. در آن زمان، او به من گفت که تقریباً نقش سحر را در فیلم آنها بازی نکرده است، زیرا تعداد 'صحنه های جنسی' (که در واقع برای مردم بسیار سرگرم کننده است، زیرا فیلم در مورد زنی است که واژنش دندان دارد - بله، اجازه دهید تخیل خود را اجرا کند). نیازی به گفتن نیست که مجبور شدم او را در این مورد صدا کنم زیرا با پیتر و وندی، او و ریتر برخی از صمیمی ترین صحنه های فیزیکی و احساسی را دارند که از شور و عشق واقعی منفجر می شود. به گفته ویکسلر، «آنچه خندهدار است این است که صحنههای سکس در «دندانها» به هیچ وجه سکسی نیستند، در حالی که این صحنهها بسیار جذاب هستند. شاید قبل از این فقط پاهایم را خیس کرده بودم. من از ترسم از صحنه های سکس غلبه کردم.» یکی از چیزهایی که واقعاً با واندی ویکلر برجسته می شود، مشاهده مداوم او است. شخصیتی که بسیار روشمند، بسیار دقیق، تا حدودی OCD است، ویکسلر آن را به سطح روانشناختی بالاتری می برد زیرا دوربین مدام او را در حال 'مطالعه' پیتر ریتر می بیند. چه روی روزنامه، چه بالا بردن چشم ها از بالای کتاب، چه تماشای او در حالی که خواب است، مطالعه ریز و ظریفی وجود دارد که روشنگر و جذاب است و فیلم را به همان اندازه که کاراکتر بین شخصیت ها را مطالعه می کند و با تماشاگر می سازد.
فراتر از دیالوگ شوخآمیز دیپیترو که ریتر و ویکسلر با سهولت دوستداشتنی و الگوی تحویل منحصربهفرد و الگوی یک زوج طولانیمدت ارائه میکنند، کلید پیتر و وندی صداقتی است که داستان با آن روایت میشود و شخصیتها ارائه میشوند. جالب اینجاست که دی پیترو توسعه شخصیتها و رابطه را نشان میدهد، هیچ چیز راکد نیست، با این حال همه چیز به نظر میرسد که در نهایت همانطور باقی میماند – راحت مانند یک جفت کفش قدیمی. دی پیترو یک داستان بسیار غیر خطی در مورد فیلم را انتخاب کرد تا فیلم را به صورت خطی و به ترتیب زمانی فیلمبرداری کند. همانطور که ویکسلر گفته است، «ما اولین صحنه را در جایی که برای اولین بار ملاقات کردیم، در روز اول گرفتیم. سپس، جدای از چیزهای بیرون، به ترتیب عکسبرداری کردیم. همانطور که شخصیت ها همدیگر را می شناختند، داشتیم همدیگر را می شناختیم.» با این حال، با توجه به ویرایش غیرخطی، فیلم برای هر یک از ما قابل تفسیر است که چه اتفاقی برای پیتر و وندی می افتد. برای من، آنها زوج کاملی هستند. برای شما، آنها ممکن است چیز متفاوتی باشند. پس از خروج از تئاتر تعجب می کنید که سرنوشت آنها چه می شود.
در یک فیلمبرداری سه هفته ای، در پایان هفته دوم، ویکسلر و ریتر «آنقدر روی یکدیگر چنگ داشتند که ما واقعاً می توانستیم از دست هم عصبانی شویم و احساس کنیم که این حق را داریم.» (از این رو واقع گرایی افراطی در دعوا بر سر یک یا دو چاقو هنگام ساخت PB&J.) بدیهی است که قالب بندی خطی کار می کند زیرا صحنه های دعوای زن و شوهر فراتر از «بیکرسون های متخاصم» است. آنها واقعاً عمقی را پشت خشم قرار دادند. برای ریتر، «این چیزی بود که در مورد فیلمنامه بسیار عالی بود. شما می بینید که این افراد عاشق می شوند و این چیزی است که قبلاً در فیلم ها دیده بودیم، اما بعد از آن می توانید آنها را در زشت ترین و بی شرمان ترین حالت خود ببینید. شما تمام شخصیت آنها را می بینید. شما آنها را فقط در یک فصل از زندگی خود نمی بینید. شما یک پرتره می بینید. و چون یک پرتره است و نه تنها یک فصل، تقریباً می توانید گذشته و آینده آنها را ببینید.' سپس این پرتره با ویرایش غیرخطی ارکستر شده دی پیترو، که توسط کسی جز یکی از ویراستارهای اصلی «The Cove»، جفری ریچمن، به طرز درخشانی اجرا شده، تشدید میشود. زندگی یک ادغام است، یک ادغام.
مرکز پویایی پیتر و وندی، فیلمبرداری فرانک دیمارکو است که طراحی تولید لوسیو سیکساس را جشن می گیرد، به ویژه با صحنه های عمده ای که در آپارتمان چیدمان و دکور وندی اتفاق می افتد. با استفاده از نور و رنگ به بهترین نحو، هر مجموعه به عنوان یک نقاشی از یکی از استادان بزرگ رفتار می شود. طراحی چند بافتی آپارتمان منعکس کننده پالت احساسی ساکنان آن است، همانطور که پالت رنگ لباس که با احساسات و زمان متفاوت است. علاوه بر صداقت احساسی فیلم، موسیقی متنی است که ترکیبی التقاطی از آهنگهای مستقل از گروههایی مانند The National، Animal Collective، Frightened Rabbit و Menomena است.
این چیزهای کوچک در زندگی هستند که بیشترین معنی را دارند، کمترین هزینه را دارند، اما می توانند شما را خراب کنند، حتی اگر فقط یک ساندویچ کره بادام زمینی و ژله درست کنید. چیزهای کوچک و صداقت عشق و زندگی را با پیتر و وندی جشن بگیرید.
پیتر – جیسون ریتر
وندی – جس ویکسلر
نویسندگی و کارگردانی جی دی پیترو.
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کرد
ادامه مطلباگر به دنبال یک خنده خوب هستید یا می خواهید به دنیای تاریخ سینما فرو رود ، این مکانی برای شماست
تماس با ماDesigned by Talina WEB