«بر اساس داستانی بیش از حد خوب برای واقعی بودن»، طلا به لطف بازی‌های فوق‌العاده متیو مک‌کانهی و ادگار رامیرز ارزش طلایی اش را دارد، و نه چندان اشاره ای به داستان واقعی «خیلی خوب برای واقعی بودن» که خود برای پرده بزرگ اقتباس شده است. کاتبان پاتریک ماست و جان زینمن.

طلا - 6

هر کسی که درک درستی از صنعت معدن داشته باشد (یا طرفداران «سگ سنگی» جی کینگ) و سرمایه‌گذاری ممکن است اواخر دهه 1980/اوایل دهه 90 را به یاد بیاورد، یکی از بزرگترین معایب دوران مدرن که شامل شرکت کانادایی Bre-X بود. مواد معدنی. دیوید والش، به توصیه زمین شناس جان فلدرهوف، مروج سهام پنی Bre-X، زمینی را در بورنئو در نزدیکی رودخانه بوسانگ که گفته می شود غنی از مواد معدنی است خریداری کرد. با استخدام زمین‌شناس فیلیپینی، مایکل د گوزمن، به عنوان مدیر پروژه، این دی گوزمن بود که از این سایت حمایت کرد که حداقل 70 میلیون اونس طلا در اختیار داشت. والش و فلدرهوف به‌عنوان کارآفرینانی که همه چیز را بر اساس نمایندگی‌های دو گوزمن به خطر انداختند، باعث شد تا بانکداران، سرمایه‌گذاران و سایر شرکت‌های معدنی یا در چیزی سرمایه‌گذاری کنند که همه به زودی یاد بگیرند که از آن خارج نمی‌شود و/یا از مزایای این جفت ساده‌لوح استفاده می‌کنند. . و هنگامی که s**t به طرفدار برخورد کرد، د گوزمن - مردی که در نقطه عطف تقلب ظاهری قرار داشت - ناپدید شد، یا مرده یا تازه ناپدید شد (این هنوز یک راز است تا به امروز) و والش و فلدرهوف را واداشت تا سقوط را با آنها تحمل کنند. تحقیقات فدرال، پرونده های قضایی و موارد دیگر. آیا آنها در دام دگزمان بودند؟ چه کسی می داند. اما کل رویدادهای زنجیره‌ای که با جمجمه‌کاری، مکان‌های عجیب و غریب، جذابیت طلا و سایه‌های «گنجینه سیرا مادره» کامل می‌شود، داستان سرایی فوق‌العاده‌ای را ایجاد می‌کند که ما را به سمت طلا می‌برد.

با تغییر Bre-X به ساختگی رنو، شرکت Washoe Mining، مستقر در نوادا و دیوید والش به کنی ولز، GOLD به داستان شلاقی از رویاها و دسیسه ها تبدیل می شود که هر دو توسط مک کانهی و رامیرز به حداکثر رسیده است.

طلا - 5

تجارت معدن در خون کنی ولز است. Washoe Mining توسط پدرش تأسیس شد، مردی که می‌توانست یک مایل دورتر از ما بوی ادعایی را حس کند در حالی که هنوز برای هر موفقیتی که به دست آورده بود سخت کار می‌کرد. در حالی که کنی همان روحیه را برای کندن ثروت از روی زمین دارد، او استعداد اخلاقی پدرش را ندارد. او به دنبال آن حلقه طلای 14 عیار است. او که مصمم است نامی برای خود دست و پا کند و از ته بشکه ای که در آن غرق شده است بازگردد، هر آنچه که دارد – و هر آنچه دوست دخترش دارد – را می فروشد و به بورنئو می رود تا بداند اعتصاب بزرگ بعدی کجاست.

مایک آکوستا یک اسطوره در دنیای معدن است. (برای اهداف سینمایی، آکوستا تلفیقی از زندگی واقعی مایکل دو گوزمن و جان فلدرهوف است) گویی او با زمین ارتباط معنوی دارد. او 'می داند' غنی ترین رگه ها کجا هستند، چه مس، چه نقره یا طلا. آکوستا کسی است که ولز در تاریک‌ترین ساعات زندگی‌اش با او تماس می‌گیرد و امیدوار است که آکوستا بتواند او را به خانه مادر برساند. بستن قرارداد کتبی روی یک دستمال کوکتل که روی آن نوشته شده است: «پنجاه و پنجاه. ثابت کنید که همه آنها اشتباه می کنند. آکوستا و ولز تلاش خود را آغاز می کنند.

طلای چشمگیر، به نظر می رسد رگ بی پایان است. آکوستا این اعتصاب را یک عدد ارزیابی می کند تا آن را به یکی از بزرگترین حملات تاریخ تبدیل کند.

ولز که آکوستا را برای نظارت بر عملیات معدن ترک می‌کند، به رینو بازمی‌گردد، جایی که اکنون با او مانند خانواده سلطنتی رفتار می‌شود، به جز دوست دخترش کی، که قبلاً با ولز در این بازی سواری بوده است و به همان نتیجه قبلی مشکوک است. لی در تلاش برای محافظت از ولز از رویاهای خود، خود را به پشت اتوبوس هل می‌دهد، زیرا ولز تقریباً مست از توهمات عظمت طلایی است. و در حالی که به نظر می رسد ولز کمی دیوانه و بیش از حد مشتاقانه در مورد اعتصاب طلا پیش بینی شده هیاهو می کند، رفتار آرام آکوستا دلیلی برای اعتقاد سرمایه گذاران و بانک ها به این جفت ارز ایجاد می کند. متأسفانه، هر چه آکوستا آگاهتر و قابل اعتمادتر ظاهر شود، ولز به ظاهر ناپایدارتر و غیرقابل اعتمادتر می شود.

اما درست زمانی که آکوستا و ولز سوار بر ارتفاعات هستند، رویا شروع به از بین رفتن می کند. طلا وجود ندارد. آزمایش‌ها روی کیسه‌های سنگ استخراج شده برمی‌گردند و می‌گویند هیچ چیز طلا نیست. پس چه اتفاقی می‌افتد وقتی دارایی‌ها مسدود می‌شوند، فدرال رزرو به شما نزدیک می‌شود و شریک 50-50 شما ناپدید می‌شود؟

طلا - 4

متیو مک کانهی در نقش کنی ولز دیوانه است. به شیطان تاسمانی در سرعت فکر کنید. هنگامی که از شادی ظاهر او با موهای طاس و شکم بیرون زده فراتر رفتید (البته به شوت باسن مک کانهی بسیار بسیار ناخوشایند اشاره نکنیم) و شروع به تماشای اجرا کنید، جای تعجب نیست، توجه زیادی به ظرافت آن می شود. جزئیات دقیقاً مانند این کار در 'باشگاه خریداران دالاس'. تیک های کوچک، موضع گیری، نحوه نگه داشتن دست ها، لیوان یا بطری خود در حین نوشیدن، سیگارها (یادداشت جانبی: مک کانهی این لمس کوچک را از تماشای پدرش گرفته است.) فقط باعث می شود که کنی پاپ کند تا شخصیت به نقطه ای برسد که به اندازه شخصیت کنی فوق العاده است. با این اوصاف، اگرچه برای شخصیت و داستان ضروری و مؤثر است، اما در چندین صحنه به نقطه‌ای می‌رسد که فرد در میان تماشاگر می‌نشیند و «به اندازه کافی» پیش می‌رود.

صحنه کلیدی مربوط به مک کانهی ولز و ببر را نباید از دست داد. و بله، CGI در اینجا وجود ندارد. این ببر واقعی است که مک کانهی آن را لمس می کند. نه تنها به «دیوانگی» چاه‌های کنی اضافه می‌کند، بلکه تنش را از نقطه‌نظر تجاری دیوانه‌وار در داستان افزایش می‌دهد.

طلا - 7

ادگار رامیرز در تضاد کامل با کنی ولز مک‌کانهی، در نقش مایکل آکوستا، با ذوق و سلیقه‌ای زیبا خیره می‌شود. سپس او را به جنگل ببرید و هنگامی که درختان را زیر و رو می‌کند، در گل و لای می‌ریزد، باران می‌بارد، فوراً جوهر کلارک گیبل را در فیلم‌هایی مانند «گرد و غبار سرخ»، «موگامبو» و حتی «بوم تاون» به یاد می‌آورد. در اولین عکس رامیرز روی پرده و ورودش به یک هتل مجلل، کلمه ای ظریف است که بلافاصله به ذهن خطور می کند. از نظر داستان و ضربات احساسی، رامیرز با قدرت ضمنی مسحور کننده است، اما به لطف آن طبیعت کم حرف و آرام، ابهامی ایجاد می کند که در اطراف آکوستا می چرخد ​​و سپس کل فیلم را در بر می گیرد و همیشه در مورد دانش و انگیزه های او تردید ایجاد می کند. . من را به یاد کار رامیرز در «Point Break» در نقش بودی می اندازد. مردی کم حرف، همچنین با دستور کار دیگری.

برایس دالاس هاوارد قلب واقعی را به فیلم می آورد. با زمان نمایش یا دیالوگ بسیار کمتر از مک‌کانهی یا رامیرز، فقط لبخند او در حالی که کی نه تنها کنی ولز و پسران ورشکسته‌اش را از بین می‌برد، بلکه تماشاگران را نیز در خود می‌برد. اما سپس صحنه مهمانی نیویورک و «نان تست راکون» برای برایان کوری استول را ببینید. در مورد تحویل نرم صحبت کنید. رها کردن میکروفون

استیسی کیچ، بروس گرین‌وود و کریگ تی. نلسون نقش‌های خوبی در انتخاب بازیگران دارند که هر کدام عمق و مشروعیتی به کل داستان و ایده کسب و کار قدیمی و رویای جستجوی طلا می‌بخشند.

طلا - بریس

نوشته شده توسط پاتریک ماست و جان زینمن، GOLD عمیقاً حفاری می کند، و زمینه ای را در مورد چگونگی عملکرد پایان مالی کسب و کار اکتشاف و استخراج و نحوه عمل استخراج استخراج می کند. این فیلمنامه با دانش ابتدایی خود از معدن، که در معادن کینگمن در آریزونا بوده‌ام، نه تنها چیزی را که قبلاً می‌دانم تقویت می‌کند، بلکه آن را ده‌برابر گسترش می‌دهد و به‌عنوان چشم‌نوازی جالب برای مخاطب به‌عنوان یک کل عمل می‌کند. با آگاهی از رسوایی Bre-X در زندگی واقعی و تغییرات ماینینگ نظارتی که منجر به آن شد، کنجکاو بودم ببینم چگونه Massett و Zinman این اقتباس را می سازند و ناامید نیستم. نوادا با انتقال محیط از کانادا به رینو، یک حرکت اسکریپت نویسی هوشمندانه بود، زیرا به کل ذهنیت قمار وارد می شود، و جستجو/کاوی، قمار است. از نظر ساختاری، GOLD بسیار خوب ساخته شده است. کاراکترها برافراشته، سه بعدی و بافت هستند. با این حال، وقتی صدای کنی را می شنویم، کمی گسست و سردرگمی در ساختار وجود دارد، اما بیش از نیمی از فیلم طول می کشد تا متوجه شویم که این ها گیج کننده نیستند، بلکه در عوض، یک بازجویی با FBI و SEC است. مخاطب را غافلگیر می کند و لحظه ای او را از داستان خارج می کند. ماست و زینمن با بازی با خط داستانی آکوستا و ایده 'او مرده است یا نیست'، کنجکاوی مخاطب را در مورد اینکه چه کسی پشم را روی چشمان چه کسی می کشد، تغذیه می کند. این یک جریان زیرزمینی خوشمزه است که واقعاً در پرده سوم جای می گیرد.

طلا - 2

GOLD به کارگردانی استفان گاگان، ویترینی برای شیدایی است که فقط متیو مک‌کانهی می‌تواند انجام دهد. اما گاگان هوشمندانه فیلمبردار و رابرت السویت و تدوینگران داگلاس کریس و ریک گریسون را برای شکل دادن به فیلم حول آن اجرا وارد می کند. لنز Elswit چیزی جز زرق و برق نیست، به ویژه با توجه به اینکه فیلم در جنگل های بکر و سرسبز و کوه های تایلند فیلمبرداری شده است. (البته یک نکته: دو صحنه وجود داشت که در نمایش من مبهم بود. معلوم نیست که آیا این فیلم واقعی یا پروژکتور است، هنوز هم حواس پرت کننده است.) تضاد سبزهای تایلند (که به طور تصادفی ایده استعاری پول را دارد) با تاریکی فیلم یک بار/رستوران مستقر در رنو که به‌عنوان دفتری برای خوش شانسی کنی ولز خدمت می‌کند یا رنگ‌های زرد بیمار نور و سایه در حالی که کنی در حال بی‌حوصلگی مست یا ورشکستگی است، از نظر عاطفی آزاردهنده است. استفاده بسیار موثر از نور با نور درخشان و نمای نزدیک در هنگام ماشین یا هنگام خروج کنی پس از ناپدید شدن آکوستا همراه است که سپس با شب پر زرق و برق جوهری صحنه مشابهی که در نمای نزدیک انجام شده است یا جنون دستی مانند کنی و کی در والدورف آستوریا برای مهمانی IPO ظاهر شد. کار دستی برای این فیلم بسیار مهم است، چه برای به تصویر کشیدن هذیان 'لحظه های دیوانه کننده' و انرژی تعقیب و گریز، موفقیت یا عذاب شکست. برخی از شدیدترین و زیباترین لنزها در واقع در هنگام باران های موسمی انجام می شود و تمام باد، باران و گل و لای را به تصویر می کشد، مردها در حال سر خوردن و سر خوردن، لایه دیگری از اصالت را به فیلم می بخشند.

طلا - 13

تصاویر بصری Gaghan از عملیات استخراج با بودجه کم/بدون بودجه به همان اندازه قابل تقدیر است. و به لطف توالی‌های ویرایشی که معدن را با باران‌ها با تحویل گزارش‌های سنجش ترکیب می‌کند، ما تنش و انتظاری را احساس می‌کنیم که فقط منتظریم ولز و آکوستا طلا را بزنند.

طلا - 1

با یافتن تعادلی محسوس بین صداقت و طنز، GOLD تنها نمونه دیگری از جایی است که حقیقت عجیب تر از داستان است. این واقعیت که GOLD به پایان می‌رسد و سؤالات بزرگی برای همه ایجاد می‌کند، به همان اندازه پر تنش و سرگرم‌کننده است که نشستن پشت ماشین اسلات و فکر کردن به اینکه آیا با کشش بعدی ضربه خواهید زد یا خیر، مفرح است.

به کارگردانی استفن گاگان
نوشته پاتریک ماست و جان زینمن

بازیگران: متیو مک کانهی، ادگار رامیرز، برایس دالاس هاوارد

برای ما بنویسید

اگر به دنبال یک خنده خوب هستید یا می خواهید به دنیای تاریخ سینما فرو رود ، این مکانی برای شماست

تماس با ما