دنی استرانگ: سفر ساخت شورشی در چاودار - مصاحبه اختصاصی

اگرچه در قلب من (و همانطور که خودش هم اعتراف می کند) او همیشه جاناتان لوینسون از سریال طولانی مدت جاس ویدون 'Buffy the Vampire Slayer' خواهد بود، اما دنی استرانگ حتی از وحشیانه ترین رویاهای جاناتان نیز پیشی گرفته است. حضور مستمر در مقابل دوربین در بیش از 25 سال گذشته در یک بار در فیلم و تلویزیون با نقش‌های تکراری در سریال‌های تلویزیونی مانند «بافی»، «دختران گیلمور»، «مردان دیوانه»، «عادلانه» و اخیراً، « امپراتوری»، جایی که استرانگ واقعاً نشان خود را گذاشته است، به عنوان فیلمنامه نویس و تهیه کننده است. استرانگ که پیش از این دو بار برنده جایزه امی برای کارش در «تغییر بازی» شده است، همچنین به عنوان فیلمنامه‌نویسی برای «پیشخدمت لی دنیلز»، «بازی‌های گرسنگی: مقلد» قسمت‌های 1 و 2 و «امپراتوری» افتخار می‌کند. به لطف «امپایر»، استرانگ سرانجام وارد کارگردانی شد و چند قسمت را ساخت و پاهایش را خیس کرد. اما تلویزیون پایان راه کارگردانی برای دنی استرانگ نبود. او مصمم بود به سمت کارگردانی فیلم بلند جهش کند. و با REBEL IN THE RYE جهشی انجام می دهد.

دنی قوی

پروژه ای که سال ها در حال ساخت است، REBEL IN THE RYE ثابت کرده است که پروژه ای پرشور برای Strong است. به طور تصادفی به زندگی نامه کن اسلاونسکی 'J.D. سلینجر: زنده»، استرانگ با هیجان اعتراف می کند که «مدتی بود که می خواست کارگردانی کند. . و هنگامی که با کتاب روبرو شدم و شروع به خواندن درباره سلینجر کردم، یکی از چیزهایی که بسیار مورد توجه من قرار گرفت این بود که تجربیات او به عنوان یک نویسنده جوان که در تلاش برای انتشار بود چقدر جهانی بود. من را نه تنها به یاد خودم، بلکه به یاد بسیاری از دوستانم می اندازد و به یاد چیزهایی که همه ما با طرد شدن و بازنویسی ها و همه چالش های تلاش برای داشتن حرفه ای به عنوان نویسنده پشت سر گذاشته ایم، می اندازد. و به همین دلیل، بلافاصله فکر کردم، 'اوه، من باید این را کارگردانی کنم زیرا برای من بسیار شخصی بود.'

در هر سطحی استادانه، پهنای باند تونال احساسی و بصری کاملاً ادغام شده است، کاملاً متاهل و کاملاً همزیست با یکدیگر. ساختار فیلمنامه و ساختار فیلم حس تجربه فیلم را با صدای سلینجر می دهد. استرانگ با صدای روایی و تلفیق‌های بصری برای انتقال صحنه، یک حس ادبی کتاب داستان ایجاد می‌کند که با «آن حسی که در صدای [سالینجر] هستید» پیوند می‌خورد.

اما برای استرانگ چقدر چالش برانگیز بود که بیوگرافی اسلاونسکی را برگرداند و آن را به چیزی تبدیل کند که می تواند سینمایی باشد، به ویژه با دانستن اینکه او کارگردانی فیلم را نیز بر عهده خواهد داشت؟ جواب. 'بسیار سخت.' به گفته استرانگ، «در انجام این کار از طریق داستان، نمی‌خواهید هدف این باشد که داستان واقعی را به مردم بگویید. شما می خواهید خودتان یک داستان بسازید و حس کنید که فیلمی است که در قالب فیلم است و نه تنها در بازگویی واقعیت ها. بنابراین یافتن این خط به آن، یافتن آنچه در نهایت «فیلم» شما درباره آن است، همیشه بسیار چالش برانگیز است و در این مورد به ویژه دشوار بود.»

یکی از جنبه‌ها یا دشواری احتمالی ساخت هر فیلمی از جی دی سالینجر، فقدان ضبط‌های ویدئویی و صوتی و مواد تحقیقاتی محدود در دسترس به دلیل دهه‌ها گوشه‌گیری سلینجر است. کمک. 'این یک مانع است زیرا هرچه اطلاعات بیشتری داشته باشید بهتر است، اما از این جهت بهتر است که به شما آزادی عمل می دهد تا چیزی بسازید که همه این انتظارات را در اطراف خود نداشته باشد. وقتی «تغییر بازی» را انجام دادیم، جولیان مور تحت فشار زیادی قرار داشت تا تماشاگران فکر کنند او شبیه سارا پیلین است. و او آن را به دست آورد و هر جایزه ای را که احتمالاً می توانستید به دست آورید، برد و شگفت انگیز بود، اما فوق العاده چالش برانگیز و دشوار است. در این مورد، ما نمی دانیم جی.دی.سلینجر چه صدایی داشت و بنابراین آزادی عمل بیشتری برای خلق یک شخصیت بر اساس برداشتی که از او داریم داریم. و مطمئناً نمی گویم این فیلم مستند است. من نمی گویم که این هزار درصد چیزی است که همه گفته اند کاملاً درست است. خیلی فیلم است وقایع داستان همه اتفاق افتادند، اما صحنه‌ها تخیلی هستند و ما این آزادی عمل را داشتیم، زیرا اطلاعات نداریم.»

استرانگ علیرغم اینکه می‌دانست کارگردانی خواهد کرد، هیچ یک از تصاویر یا حتی استوری‌بورد خود را در مراحل اولیه فیلمنامه برنامه‌ریزی یا ساختاربندی نکرد. «قطعاً داشتم آن را می‌نوشتم، و تصاویر بصری را به شیوه‌ای دقیق‌تر از فیلمنامه‌ای که قرار نبود کارگردانی می‌کردم، انجام می‌دادم. می دانستم که این فقط یک نقشه نیست، و می دانستم که فقط یک داستان نیست، که دارم آن را به عنوان یک طرح برای خودم می نویسم. بنابراین مطمئناً تعدادی از تصاویر بصری در آن نوشته شده بود. اما من واقعاً به‌عنوان کارگردان به نگاه بصری فیلم نپرداختم تا زمانی که چندین پیش‌نویس از آن را نوشتم و شروع کردم به فکر کردن به این که واقعاً چگونه آن را کنار هم بگذارم.»

شورشی در چاودار - پشت صحنه

قرار دادن REBEL IN THE RYE در کنار هم به معنای استخدام یک خدمه با تجربه بود و یکی از مهم‌ترین عوامل در تیم استرانگ، فیلمبردار کرامر مورگنتاو بود. وقتی شنیدم که او می‌خواهد این کار را انجام دهد، بسیار هیجان‌زده شدم. . . و او یک DP بسیار گران است زیرا او بسیار با استعداد و موفق است و فیلمی با بودجه بسیار کم بود بنابراین من حتی او را دنبال نکرده بودم. اما او حدود شش هفته قبل از شروع تیراندازی، شاید چهار هفته، وارد کشتی شد.

با حضور مورگنتا، استرانگ در طراحی ظاهر بصری فیلم، کادربندی و نورپردازی شروع به کار کرد. در کلیت فیلم یک بی زمانی وجود دارد که از نور و کادربندی ناشی می شود. بالا بردن طراحی تولید دینا گلدمن و لباس‌های دبورا لین اسکات، کادربندی نیز به ایجاد صمیمیت کمک می‌کند که ما را در این روزهای اولیه جی دی سالینجر غرق کند.

شورشی در چاودار، ویکتور گاربر و نیکلاس هولت (ل. تا ر.)

من قبل از اینکه با کرامر ملاقات کنم، کل فیلم را با دوربین مسدود کردم. من کل فیلم را فهرست کردم. سپس وقتی دور هم جمع شدیم، لیست شوت هایم را داشتم اما با کرامر از صفر شروع کردم. و سپس کرامر و من یک پاس طراحی انجام دادیم. گهگاه چیزهایی را که قبلاً به ذهنم خطور کرده بودم می کشیدم، اما بیشتر آن چیزهایی بود که با هم به ذهنم رسید. در مورد نورپردازی و کادربندی و سبک بصری کلی، ما می‌خواستیم که ظاهر و احساس دورهمی داشته باشد، اما نمی‌خواستیم دوره‌ای داشته باشد. ما می خواستیم احساس کنیم که در آن دوره زندگی می کنیم. و سپس به طور همزمان این ایده را در سر داشتم که فیلم ادبی به نظر می رسد، که به نوعی ادبیات یا دنیای ادبی را تداعی می کند. بنابراین، نورپردازی و پالت رنگ به گونه‌ای طراحی شده‌اند که چنین ایده‌ای را تداعی کنند.»

رنگ‌های فوق‌الذکر به حس بی‌زمانی می‌افزایند، به‌ویژه هنگامی که به داخل و خارج از مکان‌های مهم و قابل توجهی مانند دفاتر نیویورکر یا در دفتر کارگزار سلینجر، دوروتی اولدینگ، یا حتی مکان‌های مختلفی که سالینجر در آن‌ها مشغول نوشتن بود، می‌روید. رنگ‌های عمیق‌تر و غنی‌تر با چوب‌های تیره‌تر، آبی‌های تیره‌تر، نکات طلایی همه از دیدگاه بصری با دنیای ادبی صحبت می‌کنند. اما پس از آن زمانی که در خانه خانواده سلینجر شاهد شکوه دنیایی هستیم که پدر سلینجر به آن احترام می‌گذارد، رنگ باز می‌شود، اما به لطف طراحی تولید و لنز مورگنتا، ما احساس می‌کنیم که کلاستروفوبیا تقریباً خفه‌کننده‌ای که جی. سنگین با نجاری های پرآذین، ملیله های سنگین تر، نشیمن های بروکات.

شورشی در چاودار، نیکلاس هولت در نقش جی دی سالینجر

برای استرانگ در مورد ایجاد 'احساس دنیای قدیمی' بود که نشان دهنده این واقعیت بود که 'پدر [سالینجر] در دوره ای متفاوت از دورانی زندگی می کرد که جی. این دنیای کهنه.» استرانگ با تشریح جنبه بصری و استعاره احساسی، توجه زیادی به طراحی صدا کرد، به ویژه در خانه سلینجر و همچنین مکان‌های دیگری که استرانگ می‌خواست احساسی از 'لحن‌های ناراحت‌کننده که طاقت‌فرسا نبودند یا اینکه شما خودآگاه باشید. از، اما این حسی را ایجاد می‌کند که یک مکان ناراحت‌کننده برای سلینجر است.

با طراحی بسیار دقیق صدا، استرانگ با رابرت هاین که استرانگ او را 'یک هنرمند واقعی' توصیف می کند، از نزدیک همکاری کرد. غواصی با هم برای یک همکاری شنیداری کامل، «ما کل فیلم را دیدیم و همه این ایده‌ها را به او دادم و او این ایده‌های فوق‌العاده را به من می‌داد. سپس با هم کار کردیم و یک آزمایش آزمایشی انجام دادیم، فقط من و او، و سپس تنظیمات را انجام دادم. و بعد بالاخره به صحنه صدا رفتیم و واقعاً فیلم را واقعاً دقیق طراحی کردیم. تقریباً هر صحنه چیزی دارد که در آن ما به طور بسیار ظریف و ناخودآگاه سعی می کنیم درک بهتری از قوس شخصیت، روابط را برانگیزیم. ما فقط سعی می کنیم یک احساس درونی ایجاد کنیم.' کار سخت آنها نتیجه داد زیرا چیزی در یک جابجایی صدا از بین نمی رود. از صداگذاری گرفته تا دیالوگ، جلوه های صوتی و موسیقی Bear McCreary، تعادل مناسبی با تقویت یک عنصر صوتی بر عنصر دیگر به منظور پشتیبانی از ضربات احساسی وجود دارد.

شورشی در چاودار، پشت صحنه

مک‌کری، که احتمالاً بیشتر به خاطر آهنگ‌سازی «مردگان متحرک» شناخته می‌شود، آهنگساز «بادبان‌های سیاه» نیز هست، چیزی که استرانگ را به خود جلب کرد. این مک کری که با کار مک کری آشنایی نداشت، با استرانگ در مورد شورشی در چاودار تماس گرفت. او بسیار علاقه مند بود. او این دموهایی را برای من فرستاد که حتی بدون دیدن فیلم، بسیار زیبا بودند و به نظر کار می‌آمدند. سپس تمام آهنگ های او را که نوشته بود مرور کردم. من تقریباً به نمونه‌هایی از هر چیزی که او گل زده بود گوش می‌دادم و مخصوصاً «Black Sails» را که دوست داشتم، چون انرژی ملودیکی در خود داشت که به نظرم واقعاً جذاب بود. و این یکی از چیزهایی بود که به من کمک کرد فکر کنم، این مرد واقعاً همه کاره و واقعاً با استعداد است.' با سبکی بسیار روان و به معنای واقعی کلمه در موسیقی مک کری، لحظات ظریفی وجود دارد که در آن فرد تقریباً نقطه گذاری را احساس می کند، به خصوص با روایت صداگذاری، و همه اینها با ویرایش جو کرینگز مرتبط است.

برای استرانگ، سخت‌ترین بخش فرآیند ساخت REBEL IN THE RYE، ویرایش بود. با نفوذ صدای سلینجر در فیلمنامه و تصاویر، چالش به یافتن و حفظ آهنگ و تعادل ریتمیک در ویرایش تبدیل شد که منعکس کننده رویدادهای زندگی سالینجر است. «تشخیص این که آیا فیلم خیلی کند پیش می‌رود یا شما خیلی سریع پیش می‌روید، سخت است. در واقع یافتن تعادل بسیار بسیار ظریف بود. برخی از فیلم‌ها چندان ظریف نیستند، اما این یکی را به‌طور باورنکردنی ظریف یافتم. واقعاً چالش برانگیز بود و واقعاً یک فرآیند آزمون و خطا بود.

شورشی در چاودار، کوین اسپیسی و نیکلاس هولت (ل. تا ر.)

فراتر از جنبه‌های فنی REBEL IN THE RYE انتخاب بازیگران است و دنی استرانگ نمی‌توانست بهتر از این بازیگران انجام دهد: نیکلاس هولت در نقش جی دی سلینجر، کوین اسپیسی در نقش ویت برنت، سارا پالسون در نقش دوروتی اولدینگ، زویی دویچ در نقش اونا او. نیل، لوسی بوینتون در نقش کلر سالینجر، هوپ دیویس در نقش میریام سلینجر و ویکتور گاربر در نقش سول سلینجر. به همان اندازه که همه اجراها عالی هستند، برجسته واقعی اسپیسی است و به ویژه در رابطه بین ویت برنت به عنوان مربی و معلم سلینجر و جی دی سلینجر نیکلاس هولت. رابطه بین برنت و سالینجر باورنکردنی است و یکی از معدود بارهایی است که دیده‌ایم درباره آن روی صفحه نمایش یا حتی در زندگی‌نامه‌ها یا مقاله‌هایی با این سطح از جزئیات بحث شده است. داستان آنها یک داستان عاشقانه از دانشگاه و ادبیات مشترک و نوشتن است. یک داستان عاشقانه سخت این سنگ بنای REBEL IN THE RYE است. و همین رابطه بین برنت و سلینجر بود که الهام بخش دنی استرانگ برای ساخت این فیلم شد.

وقتی داشتم زندگی نامه اسلاونسکی را می خواندم و به ویت برنت رسیدم و به رابطه آنها رسیدم، شروع کردم به فکر کردن، 'اوه، این یک رابطه سینمایی است.' و بعد همیشه بهتر و بهتر می شد و فکر می کردم، 'وای، چه خوب است.' راهی فوق العاده برای زنده کردن این فیلم، این داستان عشقی بین دانش آموز و مربی.» و خوب پیش نمی رود آنطور که این روابط معمولاً در یک فیلم پیش می‌رود، پیش نمی‌رود و این چیزی بود که من واقعاً به آن جذب شدم. تا انتظارات معمولی خود را از چگونگی پیش رفتن آن نوع رابطه برآورده نکنید. بنابراین، الهام بخش انجام آن به عنوان یک فیلم از خواندن در مورد رابطه آنها بود. و این یکی از چیزهایی است که کن اسلاونسکی در کتابش میخکوب کرده و کتابهای دیگر آنقدر روی آن تمرکز ندارند، رابطه ویت برنت است.

شورشی در چاودار، کوین اسپیسی و نیکلاس هولت (ل. تا ر.)

هیجان و اشتیاق استرانگ برای تمرکز بر برنت و اهمیت او در زندگی سلینجر قابل درک است. «فکر می‌کنم ویت به عنوان یک شخصیت اصلی در فیلم بسیار شایسته است. منظورم این است که شما به افرادی که او کشف کرده است نگاه کنید. بوکوفسکی، کالدول، چیور، تنسی ویلیامز، جوزف هلر، ریچارد رایت، ویلیام سارویان. و او واقعاً به سلینجر گفت: «هولدن کالفیلد باید یک رمان باشد» و او را حتی بیشتر از آنچه در فیلم هست تحت فشار قرار داد. او مدام برای او نامه می نوشت: «تو باید از هولدن کالفیلد یک رمان بسازی. من این رمان را می خواهم رمان کی تمام می‌شود؟»

شکی نیست که کوین اسپیسی بهترین فرد برای بازی در نقش ویت برنت بود. همان‌طور که استرانگ می‌گوید، خود معلمی می‌گوید: «این به معنای واقعی کلمه اولین گفتگوی من و کوین پس از خواندن فیلمنامه بود. او گفت: «من معلم هستم و بازیگری تدریس می‌کنم و این داستان برای من بسیار شخصی است به همین دلیل.» این اولین چیزی بود که به من گفت.

شورشی در چاودار، پشت صحنه، دنی استرانگ و نیکلاس هولت (ل. تا ر.)

البته، با توجه به اینکه رابطه مربی و دانش‌آموز کاتالیزور استرانگ برای شروع این پروژه است، باید پرسید ویت برنت از دنی استرانگ کیست؟

من واقعا ویت برنت ندارم. من شخصیت مربی ندارم. من فقط این کار را نکردم. . اولین تهیه کننده ای که با او کار کردم و پروژه ای را با او فروختم شخصی به نام لن آماتو بود. و سپس لن توسط HBO Films استخدام شد و از تهیه‌کننده من به مدیر اجرایی من در «Recount» رفت. و در طول سالها، لن کسی بوده است که منبع بسیار خوبی برای مشاوره و کمک به من بوده است. بنابراین، می‌توانم بگویم لن احتمالاً نزدیک‌ترین چیزی است که من به ویت برنت دارم، اما سال‌ها بعد از نوشتن من این بود.»

پس از جهش از کارگردانی تلویزیونی به کارگردانی بلند، همیشه درس هایی آموخته شده است و دنی استرانگ هیچ تفاوتی با کارگردانان دیگر ندارد. 'من فکر می کنم چیزهایی که یاد گرفتم واقعاً در پست قرار گرفتند. منظورم این است که من فقط در مورد ساخت یک فیلم و برنامه ها و چیزهایی که دفعه بعد نیاز دارم و چیزهایی که نداشتم چیزهای بسیار ارزشمندی یاد گرفتم. احساس کردم با ساخت این فیلم مدرک فوق العاده ای گرفتم. اما فکر می‌کنم از حضور در پست و دیدن چیزهایی که نداشتم، نه فقط چیزهایی که نتوانستم فیلمبرداری کنم، بلکه چیزهایی را که در داستان نداشتم، فکر می‌کنم شخصیت‌های من غنی‌تر خواهند شد و من. می‌توانیم عمق بیشتری در حرکت رو به جلو داشته باشیم.»

شورشی در چاودار، نیکلاس هولت در نقش جی دی سالینجر

اثربخش و تأثیرگذار، شورشی دنی استرانگ در چاودار، زمینه و درک سفر جی. سفری که با بسیاری از ما از جمله دنی استرانگ صحبت می کند.
توسط دبی الیاس
مصاحبه 1396/08/30

در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کرد

ادامه مطلب

برای ما بنویسید

اگر به دنبال یک خنده خوب هستید یا می خواهید به دنیای تاریخ سینما فرو رود ، این مکانی برای شماست

تماس با ما