ADAM SHERMAN: Exclusive 1:1 Talking Creating Stories and Childhood Fantasy

نویسنده: دبی لین الیاس

آدام شرمن یک داستان نویس با استعداد و شجاع است. اساس فیلم‌هایش از تجربیات زندگی‌اش است که جدیدترین آنهاستچشم های دیوانهبا بازی لوکاس هاس و مادلین زیما، نتایج قانع‌کننده هستند، البته بسیار کنترل‌شده، شاید بیش از حد کنترل‌شده، که منجر به احساسی در پایان فیلم می‌شود که چیزی عقب مانده و پنهان است. پیاز پوست کنده شده اما نه به قلبش. آدام شرمن در زندگی واقعی نیز بسیار مشابه است. بسیار آرام، کنترل شده و روشمند با حضور او می توان درون گرایی و میل به حریم خصوصی او را حس کرد که این سوال پیش می آید که چرا فیلم های او اینقدر اتوبیوگرافیک هستند؟ یک مهره سخت برای شکستن، تا زمانی که در یک محیط انفرادی با شرمن نشستم که مقداری از روکش از بین رفت و من نگاهی اجمالی به قلب واقعی آدام شرمن - قلب پسر جوانی با برخی ناامنی ها و ترس ها اما پر از تخیل و خیال.

همانطور که قبلاً امروز گفتم، CRAZY EYES داستان بسیار قدرتمندی است که شما در حال تعریف آن هستید. گفتن این داستان نیز بسیار شجاعانه است، با توجه به اینکه همانطور که یادداشت های مطبوعاتی اشاره کردند و همانطور که شما اشاره کردید، قسمت اعظم آن زندگی نامه ای است.

درست. متشکرم.

چه چیزی در پیشینه شما باعث شد که بخواهید داستان نویس شوید و به نوشتن و کارگردانی علاقه مند شوید؟

خب من همیشه داستان می نوشتم. من از بچگی می نوشتم. زمانی که 10 تا 14 ساله بودم فقط صفحات و صفحات و صفحات داستان غیرقابل خواندن نوشتم. من در مورد صدها صفحه داستان ماجراجویی مشابه صحبت می کنم. و همزمان با دوربین فیلمبرداری هم بازی می کردم. هرگز فکر نمی کردم که فیلمساز شوم. من فقط می نوشتم و با دوربین فیلمبرداری بازی می کردم. این کاری بود که من کردم. اینها اسباب بازی های من بودند. سپس با دوستانم شروع به ساختن فیلم کوتاه کردم اما فکر نمی کردم که قرار است کاری با آن انجام دهم. این فقط روش بازی من با دوستانم بود. گفتم: «این کار را بکن. این کار را بکن.» کارهایی مانند «بیایید مسابقه خوردن موز برگزار کنیم» را انجام دهید و من آن را فیلمبرداری کنم. از کسی بخواهید یک گالن آب بخورد و من آن را فیلمبرداری کنم. آن موقع بود که من 13 ساله بودم. و می رفتم داستان و چیزهای دیگر بنویسم. من در نهایت به ساختن فیلم در اینجا پایان دادم و این دقیقاً همان چیزی است. من فقط مردم را وادار می کنم تا کارهایی را جلوی دوربین انجام دهند.

من در آنجا لبخند می بینم. داستان های ماجرایی؟ نوع خاصی از ماجراجویی که دوست داشتید؟

درست مانند داستان های ماجراجویی فانتزی اژدها و قهرمانان و زره ها و شمشیرها و دیوانگی ها.

چیزهای باحال!

آره

آیا تا به حال قصد دارید برخی از آن داستان های قدیمی را کشف کنید و اکنون با آنها کاری انجام دهید؟

نه. من برنامه ای برای انجام آن ندارم. اما این در واقع ایده خوبی است که از طریق آنها نگاهی بیندازید و ببینید چه ایده های عجیبی در دوران کودکی داشتم. شاید آنها را در برخی از فیلم هایی که می سازم قرار دهم. جالب است، زیرا من شروع به نوشتن چنین داستان های افسانه ای کردم و در نهایت به ساخت فیلم های زندگی نامه ای رسیدم. فکر می‌کنم این است که وقتی بچه بودم تمام داستان‌های افسانه‌ای را از سیستمم بیرون آوردم. حالا من بزرگ شده ام و مثل این است که 'در مورد چه چیزی فیلم بسازم؟' من ممکن است آن را در مورد زندگی نیز بسازم. مثل این است که من به اندازه کافی اژدها نوشته ام که شاهزاده خانم ها را می خورند و مردم خودشان را با صورت جویده به اقیانوس از صخره ها پرت می کنند. خوب، چرا فقط یک داستان در مورد آنچه واقعاً در زندگی واقعی اتفاق می افتد درست در مقابل من ننویسید. به همان اندازه جالب است.

چشم های دیوانه - لباس

فقط با تماشای سبک شما و دیدن CRAZY EYES، دوست دارم ببینم که برگردید و یکی از آن ایده های ناب دوران کودکی خود را بردارید، یکی از آن فانتزی های ناب را و از آنها چیزی بسازید. شما چشم زیبایی دارید و داستان نویس با استعدادی هستید و فکر می کنم دیدن آن فوق العاده است.

متشکرم. اوه، متشکرم. من آن را بررسی خواهم کرد. من تمام مطالب قدیمی را از زمانی که بچه بودم می خوانم. من مطمئن هستم که ایده های جالبی در آن وجود دارد. بدیهی است که مانند رمان‌های کامل، بدیهی است که وقتی آنها را می‌نوشتم، کودک بودم، ظرفیت عاطفی آن را ندارم که آن را برای بزرگسالان جذاب کنم. اما من مطمئن هستم که ایده های واقعاً عجیبی در آن وجود دارد که اکنون جالب خواهد بود.

چه فیلمسازان یا نویسندگانی در این سال ها بر شما تأثیر گذاشته اند؟

از سنین پایین سعی کردم تأثیراتم را کنترل کنم. به عنوان مثال، من تلویزیون تماشا نمی کنم و فیلم های مدرن زیادی را تماشا نمی کنم. من نمایش های قدیمی را دوست دارم. من مذهبی نیستم اما داستان های کتاب مقدس را به دلیل ارزش دراماتیک دوست دارم. من یک فاز شکسپیر داشتم. من عاشق شکسپیر بودم و بعد از آن دوره بازی می کردم. و بعد مثل فیلم های قدیمی و خارجی. این چیزی است که من سعی می کنم بیشتر تماشا کنم. فقط چند فیلمساز زنده هستند که من آنها را دوست دارم و اسمشان را نمی گویم. فقط آنقدر آشغال ساخته می شود و آنقدر شبیه است که برای من جالب نیست. به نظر من هنر نیست فکر نمی‌کنم داستان‌های مهمی برای گفتن باشد. این فقط مقداری آشغال است که کسی روی صفحه نمایش پرتاب کرده و اساساً 100 میلیون دلار برای آن هزینه کرده است. من اهمیتی نمی دهم.

آیا فیلمساز مورد علاقه ای از گذشته دارید؟

می توانم فیلمسازانی را نام ببرم که واقعاً دوستشان دارم، اما حوصله انجام این کار را ندارم. همان کسانی خواهند بود که اگر همین سوال را از هر فیلمساز دیگری هم سن من بپرسید، احتمالاً همان سوال را خواهند گفت. بنابراین هیچ چیز خیلی اصلی نیست.

بزرگترین هدیه ای که نویسندگی و کارگردانی به شما می دهد چیست؟

من نمی دانم. سخت است. سبک زندگی سختی است این بر بدن فیزیکی من تأثیر می گذارد. این بر روابط من مالیات می زند. من دریافت نکرده امهرمزایای واقعا قابل توجهی از آن از نظر شناخت، از نظر غیر پولی. چه چیزی به من داده است؟ من نمی دانم. آی تیطول می کشدخیلی از من، صادقانه بگویم. اما، این کاری است که من دوست دارم انجام دهم، بنابراین قصد توقف ندارم. این کاری است که من همیشه انجام داده ام. کاری که امیدوارم همیشه انجام دهم. و از نظر چیستیرفتنبه من بدهد یا چهداردبه من داد؟ من نمی دانم. شاید هیچی. شاید همه چیز

برای آدام شرمن، آینده فیلمسازی او باید دیده شود، اما من شخصاً امیدوارم با خلوص و تخیل فرزندش پر شود، زیرا او واقعاً مردی دوست داشتنی است.

#

برای ما بنویسید

اگر به دنبال یک خنده خوب هستید یا می خواهید به دنیای تاریخ سینما فرو رود ، این مکانی برای شماست

تماس با ما